این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی...

خرید بک لینک
هربار از من ناراحت مي شد...دستمو ول مي كرد ...مي رفت يك متر جلوتر از من قدم مي زد...تمام عرض يك پارك رو اينطوری طی مي كرديمتا اينكه تموم مي شد و ميومد دستمو مي گرفت و به حرفاش ادامه مي داد ...يه جوری این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......

ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 17:40

تو خوابیده بودی ،مثل یک نوزاد....دیشب تو خوابیده بودی ،... اما من بُردم شهر را نشانت دادم....کوچه ها را ...خیابان ها را ...بزرگراه هایی را ...که کنارشان قدم می زنم نشانت دادم... کجاهای شهر بی تو مُرد این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......

ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 17:40

حالم بد است،

مثل زمانی که نیستی ...

دردا که تو همیشه،

همانی که نیستی ...

من بی تو،

در غریب ترین شهر عالمم

بی من، تو در کجای جهانی،

که نیستی؟

@alireza.mashregi62

این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......

ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 17:40

مهربانیِ یک نفر؛عاشقم کرد

آن هم در حدِ معجزه!

از باقیِ دوست داشتن ها،

فقط یاد گرفتم که

"معجزه کردن کارِ هرکسی نیست"

این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی......

ما را در سایت این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم گاهی... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 17:40

صفحه بندی